مرگ بر آمریکا(پست ثابت)
با سلام
به علت کمبود امکانات و اشکالات فنی بلاگفا
این وبلاگ را زین پس در بلاگ دات آی آر دنبال نمایید.
پیشاپیش از بذل عنایات شما بزرگواران سپاسگزارم.

به گزارش گلستان 24:
تاخیر در پروژه های عمرانی به دانشگاه جامع گلستان هم سرایت کرد
وقتی شمشادهای حرم حاشیه ساز شد!
شهریور سال 1393 :
12 ام شهریور سال 1393 راس ساعت 16:14 خبری در فضای مجازی منتشر شد که دانشجویان دانشگاه
جامع گلستان را سرتاپا غرق در شور و شعف کرد. خبری با مضمون بهسازی حرم شهید گمنام دانشگاه که به
تازگی دچار آتش سوزی هم شده بود. مدیر فرهنگی دانشگاه گلستان، عبدالرضا شریفی، طی مصاحبه ای
بیان فرموده بودند که برای سال تحصیلی آینده دانشگاه قصد نوسازی سلف غذاخوری، حیاط و حرم شهیدگمنام
را دارد. آقای مسئول هم این تصمیمات فرخنده را به فال نیک گرفته و دستور یک مراسم کلنگ زنی باشکوه و در
خور جامعه دانشگاهی را صادر نمودند. فقط گویا جی پی اس آقای شریفی کمی دچار انحراف از مرکز شده و
درست کار نکرده بود. چرا که مراسم کلنگ زنی را به جای اینکه در ورودی حرم شهید گمنام برگزار کنند در کنار
دیوار آن برگزار نمودند! که باعث تعجب رسانه های بیگانه فارسی و غیر فارسی زبان شد. البته بعضی از ایرانی
ها شگرد خاصی در جلب توجه رسانه های خارجی و صد البته اروپایی، آمریکایی دارند که بسیار هم
ستودنیست و باعث می شود همیشه اسمشان بعنوان ایرانیهای موفق در رسانه ها تکرار شود و سرآخر هم از
بس مشهور شده اند نام آنها درگینتس ثبت می شود. به هر حال کار این مدیر فرهنگی خیلی هم بی دلیل
نبود. بر اثر دلسوزی که نسبت به دانشجویان در قلب این بزرگواران وجود دارد دلشوره ای در این شخص شخیص
به پا شد که ای وای، اینجا شمال است و نباید دور حرم شهیدگمنام دیوار مشبک کشیده شود چرا که این
دیوار مخصوص مناطق کویریست! و برای دور حرم شهید همان شمشادها که قبلا پشت دیوار وجود داشت زیباتر
است. براستی که رایحه تدبیر در میان تمام مسئولین کشور منتشر شده است و در اینجا مسئولین دانشگاه
گلستان هم از این رایحه خوش بی نصیب نماندند. البته این کار آنها یک زاویه مثبت دیگری هم داشت، و آن هم
سنت شکنی بود! در تمام مراسمات کلنگ زنی که در تلویزیون نشان می دهند مسئولین فقط یک نقطه را هی
کلنگ می زنند و بقیه اش را می گذارند هر زمان که یخ های قطبی آب شدند کلنگ بزنند. اما مسئولین
دانشگاه گلستان در اقدامی جهادگونه تمامی دیوار حرم که دورتادورش کشیده شده بود را یکجا خراب کردند و
کار امروز را به فردا نینداختند. آفرین به این همه همت! این نکته هم جا نماند که این مدیران فرهیخته دانشگاه
چون نمی خواستند کارشان ریا بشود و بقیه بفهمند اول دیوار حرم را تخریب کردند و بعد خبرش را در فضای
مجازی منتشر کردند. حالا عده ای از دانشجویان هم اعتراض کردند که " آقا چرا بودجه بیت المال را به همین
راحتی به هدر می دهید دیوار حرم که مشکلی نداشت و همین پارسال به دست دانشجویان و با کلی سختی
ساخته شد. به جای این کار می رفتید کلاسهای خراب دانشگاه را تعمیر می کردید. چرا زورتان به ساخته
دست دانشجویان فقط می رسد!"
که به نظر بنده اصلا هم اعتراضشان بجا نبود، برایش دلیل هم دارم! آنهم اینکه چرا وقتی مسئولین خدوم راه و
ترابری می آیند و با کلی زحمت خیابانها را آسفالت می کنند و روز بعدش تازه سازمانهای آب و گاز متوجه
فرسودگی لوله های زیر آسفالت می افتند و با کلنگ به جان آسفالتهای بیچاره می افتند و خرابشان می کنند
کسی اعتراض نمی کند، حالا یکبار هم مسئولین محترم دانشگاه ما خواستند از این حرکت ها بزنند و خودشان
را بجای سازمان آب و گاز بگذارند و دیوارهای نوساز را تخریب کنند! چه اشکالی دارد این هم نوعی اعمال
سلیقه است دیگر! تازه دراین مراسم وعده هایی هم داده شده و آنهم ساخت حرم جدید همراه با 4 مناره در
4 کنج محوطه حرم شهید! همچنین این مسئول عزیز بیان نمودند که قرار است طرح ساخت حرم را به مسابقه
بگذارند و از بین دانشجویان معماری هرکدام که بهترین طرح را داد همان را انتخاب کنند و بسازند. البته این نقطه
از وعده ها کمی مبهم به نظر آمد، چرا که طرح حرم را قبلا دانشجویان آماده کرده بودند و به تایید هم رسانده
بودند و فقط منتظر بودجه ای برای ساخت آن بودند! البته اشکالی ندارد احتمالا این عزیزان بازهم قصد غافلگیر
کردن دانشجویان عزیز را برای آغاز سال تحصیلی جدید داشتند. واقعا آدم وقتی با این همه برنامه ریزی و نظم
مواجه می شود کیف می کند.
بهمن سال 1393:
این روزها هوا بسیار سرد شده و از آن روزی که مسئولین عزیز وعده ساخت حرم را دادند چند ماه گذشته و
هوا از گرمای سوزان تبدیل به سرمای سوزان شده است، ولی هنوز خبری از ساخت حرم و نوسازی سلف
دانشجویان نیست! البته اقدام مهمی که انجام شده همان تخریب دیوار حرم بوده که خداراشکر همان زمان در
زمانی کوتاه انجام شد. چون بالاخره به کلاس دانشگاه نمی خورد و ممکن بود سبب خنده بیگانگان شود و
بهانه دست دشمن بدهد. چون همانطور که می دانید اینجا شمال است و شمشاد برایش زیباتر!
خصوصا اینکه آن زمان هوا بسیار گرم بود و کارگران بیچاره توان کار در آن شرایط را نداشتند و به همین سبب
مسئولین فداکار دانشگاه به آنها فرصت دادند. الان هم که می بینید هنوز نساختند به این خاطر است که هوا
بسیار سرد شده و از آنجایی که سرما از گرما بدتر و غیرقابل تحمل تر است این طرح کلا به زمان دیگری موکول
شده است. حالا 4 تا مناره را هم بکنند یک مناره، قال قضیه را بکنند، زودتر تمام بشود. باقی فضای مخروبه
دانشگاه هم بزودی زود بعد از دوخته شدن سوراخ لایه اوزون نوسازی خواهند شد.
در آخر جا دارد از این همه همت و تلاش و تدبیر مسئولین دانشگاه تشکر و قدردانی به عمل آید.
لیلا بالا (Leila Bala) / فعال فرانسوی
لیلا نیز نامه را مطالعه نکرده بود و ساعاتی بعد از ارسال نامه و مطالعه آن با حالتی شگفتزده با خبرنگار ما به گفتگو پرداخت که در ادامه متن این مصاحبه کوتاه را مشاهده میکنید:
mwfpress: آیا با محتوای این نامه موافقید؟
Leila Bala: بله
mwfpress: نویسنده این نامه را میشناسید؟
Leila Bala: نه؛ این نامه توسط رهبر ایران نوشته شده؟! واقعا آقای خامنهای این نامه را نوشته است؟!
mwfpress: بله؛ او را میشناسید؟
Leila Bala: من تا به حال به ایشان علاقمند نبودهام و در واقع دیدگاه منفی نسبت به وی داشتم؛ اما این متن واقعا من را شگفتزده کرد.
mwfpress: چرا؟
Leila Bala: در این جا همیشه به ما گفته میشود وی فردی افراط گرا است؛ اما اکنون من عاشق مطالب این متن شدهام. رسانههای غربی نمیخواهند مردم این شخصیت را بشناسند.
mwfpress:به شما پیشنهاد میکنم سخنان ایشان را مطالعه کنید تا با شخصیت و نظات ایشان بهتر آشنا شوید.
Leila Bala: بله حتما این کار را انجام خواهم داد.

تسلط ندارید اما قصد دارید در این جنبش بزرگ(letter4u)، حضور داشته باشید
و سهم خود را از این سفره ی اخروی بردارید؛ اگر این طور است،
راهکارهایی را به شما پیشنهاد می کنم...
و ما رمیت إذ رمیت... ولکن الله رمی... ان شاءالله
تو تولد نی نی ای به این خوشمزگی تردید دارن؟


آخر شب بود. شاهرخ مرا صدا کرد و گفت: امشب برای شناسایی می ریم جاده ابوشانک.
با عبور از میان نیروهای دشمن به یکی از روستاها رسیدیم.
دو افسر عراقی داخل یک سنگر نشسته بودند. یکدفعه دیدم سر نیزه اش را برداشت
و رفت سمت آنها ،با تعجب گفتم: شاهرخ چیکار می کنی؟!
گفت: هیچی فقط نگاه کن !مطمئن شد کسی آن اطراف نیست.
خوب به آنها نزدیک شد. با شگردی خاص هر دوی آنها را به اسارت در آورد و برگشت.
کمی از روستا دور شدیم. شاهرخ گفت: اسیر گرفتن بی فایده است. باید اینها رو بترسونیم.
بعد چاقویی برداشت. شروع کرد به تهدید آنها. میگفت: شما رو می کشم و می خورم.
دست و پا شکسته عربی صحبت می کرد. اسیرها حسابی ترسیده بودند. گریه می کردند.
التماس می کردند. شاهرخ هم ساعتی بعد آنها را آزاد کرد! مات و مبهوت به شاهرخ نگاه می کردم.
برگشت به سمت من و گفت :باید دشمن از ما بترسد. باید از ما وحشت داشته باشد.
من هم کار دیگری به ذهنم نرسید!
شبهای بعد هم همین کار را تکرار کرد. اسیر را حسابی می ترساند و رها می کرد.
مدتی بعد نیرو های ما سازمان یافته شدند. شاهرخ هم اسرا را تحویل می داد .
این کار او دشمن را عجیب به وحشت انداخته بود تا اینکه؛ از فرماندهی اعلام شد:
نیرو های دشمن از یکی از روستاها عقب نشینی کردند.
قرار شد من به همراه شاهرخ جهت شناسایی به آنجا برویم.
معمولاً هم شاهرخ بدون سلاح به شناسایی می رفت و با سلاح برمی گشت !!
ساعت شش صبح و هوا روشن بود . کسی را هم در آنجا ندیدیم .
در حین شناسایی ودر میان خانه های مخروبه روستا یک دستشویی بود.
که......
من می خواهم اثبات کنم که در تاریخ 14 خرداد 92 یعنی قبل از انتخابات،
تلویزیون و رادیو و تمام وسایل ارتباط جمعی آقای روحانی در تعمیرگاه بود!!!
چون ما شنیدیم که امام خامنه ای از ایشان قول گرفته بود!!!
مگر میشود حرف کسی را نشنوی بعد بگویی: چشم!
قول قول مردانه؟!
بعد هم بزنی زیرش ...!!!
خب دیگر انشاالله رایانه ایشان از خرداد ماه تا آلان باید تعمیر شده باشد!
احتمالا دیگر دسترسی دارند.
ما به افتخار ایشان یکبار دیگر بیانات امام خامنه ای را برایشان کتبا تکرار میکنیم:
امام خامنه ای در بیست و چهارمین مراسم رحلت امام خمینی(ره)فرمودند:
{هر جائى كه مردمان عافيتطلب و راحتطلب، در وسط ميدان مبارزه،
جایى براى خود باز نميكنند و خطرپذيرى نميكنند،
انسانهاى مؤمن و مبارز را به تندى و افراطىگرى متهم ميكنند؛
...بسيارى از انقلابىهاى دنيا وقتى كه از دوران جوانى خارج ميشوند
و به پيرى ميرسند، دچار ترديد ميشوند، دچار محافظهكارى ميشوند؛
حتّى گاهى حرفهاى اصلى خودشان را هم پس ميگيرند.
بيانيههاى امام در سالهاى آخر عمر، حتّى از سخنان سال ۴۲ ايشان گاهى انقلابىتر بود،
تندتر بود، قوىتر بود؛ پير ميشد، اما دل او جوان بود، روح او زنده بود؛
اين همان استقامتى است كه در قرآن كريم ميفرمايد:
«و ان لو استقاموا على الطّريقة لاسقيناهم ماء غدقا».(۱۶ جن)
...من به نامزدهاى گوناگون عرض ميكنم جورى حرف بزنيد كه اگر در خرداد سال آينده
نوار امروز شما را جلوى خودتان گذاشتند يا پخش كردند، شرمنده نشويد؛
جورى وعده بدهيد كه اگر چنانچه آن وعده را بعداً به رخ شما كشيدند،
مجبور نباشيد تقصير را گردن اين و آن بگذاريد كه نگذاشتند، نشد.
...كارى را كه ميتوانيد انجام دهيد، وعده بدهيد. آن كسانى كه امروز با مردم حرف ميزنند،
قول بدهند حاشيهسازى نميكنند؛ قول بدهند دست كسان و اطرافيان خود را
باز نخواهند گذاشت؛ قول بدهند كه به منافع بيگانگان، به بهانههاى گوناگون،
بيش از منافع ملت ایران اهميت نخواهند داد.
بعضى با اين تحليل غلط كه به دشمنان امتياز بدهيم تا
عصبانيت آنها را نسبت به خودمان كم كنيم،
عملاً منافع آنها را بر منافع ملت ترجيح ميدهند؛ اين اشتباه است.}
ما مفيد نميدانيم كه به اسم امام تمسك كنيم، اما اصول امام را به فراموشى بسپريم؛
اين غلط است. اسم امام و ياد امام بهتنهائى كافى نيست؛ امام با اصولش،
با مبانىاش، با نقشهى راهش براى ملت ايران يك موجود جاودانه است.
امروز در كشور ما اگر كسى سر كار بيايد، احتياج ندارد كه از صفر شروع كند؛
هزاران كارِ برجسته انجام گرفته است. در سالهاى طولانى، در دورهى مسئوليتهاى
مختلف دولتها، هزاران زيرساخت اساسى براى اين كشور به وجود آمده است...
اين همه كار را نميشود فقط به بهانهى اين كه امروز مشكلات اقتصادى داريم،
گرانى و تورم داريم، انكار كنيم؛ اين كه درست نيست. بله، مشكلات اقتصادى هست،
تورم هست؛ انشاءالله آن كسى كه بعداً خواهد آمد، بتواند حلاّل اين مشكلات باشد،
اين گرهها را هم باز كند؛ اين كه آرزوى ملت ايران است؛
اما اين معنايش اين نباشد كه اگر ما يك راه حلى براى مشكلات در نظر خودمان داريم،
همهى آنچه را كه امروز انجام گرفته است و وجود دارد، انكار كنيم...

روزی که حرم امام هادی(ع) و امام حسن عسگری (ع)
را منفجر کردید،شاید درخواب هم ندیده بودید،
که بزرگترین گنبد طلای جهان اسلام را می سازیم!
درست شنیدید!
بزرگترین گنبد طلایی جهان اسلام
که ارتفاع آن ۲۶ متر باشدو ۲۵ هزار خشت طلادر آن بکار رفته باشدحواستان را جمع کنید که دیگر خطا نکنید!
که این گنبد ها هر روز بزرگتر میشوند
تا جایی که هرکس در این کره خاکی این امامان را نمی شناسد
کنجکاو شود و بشناسد...
ما این گنبد را برای دل خودمان ساختیم!
4 امام ما در چند متری مدینه النبی هم هستند
که حرم و گنبد طلا ندارند اما
تمام شیعیان منتظرند که حرم بسازند بزرگتر از گنبد سامرا
زنان ما مهریه هاشان را وقف ساخت حرم ائمه بقیع کرده اند
وصیت کرده اند که مهرشان نسل در نسل برود و
برسد به دست منتقم آل محمد(ص)
تا دستور دهد که بزنند تابلو پروژه ساخت حرم ائمه بقیع را...
امامان ما بدون حرم هم عزیزند،و روزی میرسد که
تمام جهانیان از هر دین و شریعتی آنان را میشناسند.
گزینه های روی میز افسر مولا
![315n_imam-hadi-naghi_امام-علی-النقی[allphoto.ir]576x360_2.jpg](http://www.uploadax.com/images/93606610686249633570.jpg)
در مجلس شورای اسلامی شب گذشته در جمع طلاب و روحانیان
در مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) به بررسی توافقنامه ژنو
پرداخت و سخنرانی خود را با پرسش
«آیا جان کری درست میگوید یا ظریف؟»آغاز کرد:
بنده سه جلسه با آقای ظریف، پنج جلسه با آقای عراقچی و
یک جلسه با خانم افخم داشتم، مطالبی را که بیان میکنم مستند است.
آقای
عراقچی میگفت «در ژنو یک زمینه آماده شد و در ژنو دو به سرعت
به توافق رسیدیم، 90 درصد کارها صورت گرفته بود و تنها 10 درصد
باقی مانده بود»،جان کری وقتی عصر جمعه آمد گفت
«من صبح نزد نتانیاهو بودم و هنوز صدای فریادهای
او در گوشم است»،
ولی چرا اکنون صهیونیستها مخالفت نمیکنند؟.
آقای
ظریف نیز در جای دیگر گفت «نهایتاش این است که من را به
مجلس میبرید و استیضاح میکنید، ولی بدانید من یک کلمه نمیگویم»
،چرا اینها تأکید دارند که مسائل محرمانه باشد؟ چرا ما نباید بدانیم؟
نمیدانیم چه میگذرد، چرا مردم نباید توافقنامه را بدانند؟
مقام
معظم رهبری تصریح کردند «من در جزئیات دخالت نمیکنم،
بلکه چند خط قرمز دارم»، آقای عراقچی میگفت
«ما خط قرمز آقا را هم نتوانستیم حفظ کنیم و
آنها را نیز از دست دادیم»
، ما 7 تن اورانیوم غنی سازی شده 5 درصد داریم و
در توافقنامه تعهد کردیم که یک گرم به آن اضافه نکنیم،
تعهد دادیم بازفرآوری نداشته باشیم
پذیرفتیم
سه ماه هر چه اطلاعات درباره برنامهای هستهای داریم در
اختیار آژانس قرار دهیم، اکنون بازرسی آژانس دو برابر شده است،
دو نوع بازرسی سر زده داریم، یک بازرسی این است که مأموران آژانس
دو ساعت قبل از آمدن خبر میدهند که ما به ایران میآییم،
بازرسی دیگر به صورت سر زده و بدون اطلاع است و
معلوم نیست که مأموران آژانس با چه گذرنامهای وارد کشور میشوند؟
بنده
حاضرم با این افرادی که میگویند شما مخالف توافقنامه هستید
مناظره داشته باشم، خاضعانه تقاضا کردم که متن توافقنامه را برای
مردم در تلویزیون درست بخوانید،
تعطیلی یو سی اف اصفهان در متن نیست
ولی آن را نیز تعلیق کردند.
در
متن توافقنامه شانزده بار واژه غنی سازی آمده ولی
حق غنی سازی نیامده است، دو جا به برنامه غنی سازی ایران
اشاره شده که یکی در مقدمه و دیگری در نتیجه نهایی است،
سخنان دیروز جان کری از متن توافقنامه بود، در متن آمده
«برای یک درصد هم باید رضایت آمریکا را بگیرید،
آمریکا باید تشخیص دهد
ایران نیاز عملی به مواد دارد یا خیر؟
مکان غنی سازی را نیز باید با توافق آمریکا مشخص شود».
آقای عراقچی و آقای ظریف به ما میگفتند
«حرفهای صهیونیستها و آمریکاییها را نزنید».
صدا و سیما نیز بسیار تحت فشار است، امروز سخنان جان کری
را پخش کرده است ولی حملات گستردهای به صدا وسیما شده
که صدا و سیما مخالف توافقنامه است، آقای عراقچی میگفت
«تنها کیهان و صدا و سیما انتقاد میکنند»، بنده پنج شنبه
سخنرانی داشتم لغو کردند، سخنرانی دیگرم را نیز لغو کردند،
افراد خیلی تلاش میکنند که سخنان به مردم نرسد...

خاطرات خیلی عجیبند!!
گاهی اوقات گریه میکنیم
برای روزهایی که
میخندیدیم...

(فریدون عباسی دوانی) متولد۱۳۳۷ در(کازرون )فیزیکدان ایرانی و
رییس سابق سازمان انرژی اتمی جمهوری اسلامی ایران است.
از ابتدای انقلاب عضو سپاه پاسداران بوده و سه دور در جبهه جنگ عراق علیه ایران
حضور داشتهاست وی بعد از جنگ دکترای فیزیک هستهای گرفتهاست.
ایشان از متخصصین لیزری است که در طرح جداسازی و غنیسازی اورانیوم با لیزر
نیز شرکت داشته است
قطعنامه ۱۷۴۷ شورای امنیت، از فردى به نام فريدون عباسى دوانى با عنوان
«دانشمند ارشد وزارت دفاع و مرتبط با انستيتو فيزيك كاربردى» ايران نام برده
و او را مشمول تحريم قرار داده است.
فریدون عباسی دوانی صبح روز ۸ آبان ۱۳۸۹مجروح شد و
به بیمارستان انتقال پیدا کرد.
آقای دکتر با توجه به توافق صورت گرفته بین ایران و گروه 1+5
در ژنو،به نظر شما گام بعدی توافقات چه خواهد بود؟
دکتر فریدون عباسی:
این موضوع گام به گام نیست که بگویم گام بعدی چیست؛
ما دیگر چیزی نداریم که بدهیم و امتیازی بگیریم
زیرا رآکتور اراک را تعطیل کرده ایم، غنی سازی 20 درصد هم متوقف شده
و سطح غنی سازی زیر پنج در صد نیز کاهش یافته وآسیب پذیر شده است.
تعداد ماشین های سانتریفیوژ را نباید افزایش دهیم
و ماشین های نسل جدید نباید نصب وتولید شوند؛
با این اوصاف گام بعدی ما باید تعطیلی غنی سازی پنج در صد باشد.
ممکن است اگر اجازه دادند رآکتور دیگری جایگزین رآکتور اراک بشود
که از نوع آب سنگین نباشد. وقتی رآکتور آب سنگین تعطیل شد،
تولید آب سنگین هم دیگر به درد ما نمی خورد و
من آینده روشنی در این توافقنامه برای دانش و فناوری هسته ای کشور
و امور وابسته به آن نمی بینم.
قبلا هم گفته بودم بهتر است قهرمان سازی نکنیم؛
آن هم بعد از دادن این همه امتیاز به طرف مقابل،
که ثمره این خوش خیالی و عجله را
در مواضع برنامه ریزی شده طرف مقابل دیدیم.
قهرمان کسی است که امتیاز ندهد و از حریف قدرتمند امتیازبگیرد.
چرا از شما و برخی دوستان شما استفاده نکردند؟
عباسی: دولت با افرادی که طرف های مذاکره قبلا نام آن ها را
در قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل ذکر کرده اند
و نامشان در فهرست ترور دشمنان است و یا ترور شده اند
نباید هم کاری داشته باشد!
فرصت صحبتی هم برای آشنائی کامل با دیدگاه های افراد موثر در دولت جدید
فراهم نشد تا از برنامه آن ها برای آینده صنعت هسته ای مطلع شوم.
لذا تمایلی به ادامه مسولیت نداشتم؛
نبودنم در مسئولیت را از الطاف خدا میدانم و باید اضافه کنم
در جهت کمک به دولت جدید!!!،از آنجا که این اشتیاق!!! در آن ها
دیده شده که از اطرافیان!!! اینجانب اطلاعاتی را بدون هماهنگی!!!
و شیوه توافق شده می گیرند،
گزارشی از توانمندی هسته ای کشور تا اول مرداد 92
درنوزده صفحه تهیه و تحویل شد.
عروسكهاى خوبى درست كردند؛ خوب هم بود؛
اوّل هم حسّاسيّت طرف مقابل را -يعنى مخالفين را، خارجىها را -
برانگيخت كه اينها آمدند در مقابل باربى و مانند
اينها، اين عروسكها را درست كردند؛ ولى نگرفت.
من به اينها گفتم كه اشكال كار شما اين است كه شما آمديد
به فلان نام، يك پسرى را، يك دخترى را آورديد در بازار،
اين عروسك شما را بچّهى ما اصلاً نمىشناسد -
ببينيد، پيوست فرهنگى كه ميگوييم اينها است -
خب، يك عروسك است فقط،
در حالى كه مرد عنكبوتى را بچّهى ما ميشناسد،
بتمن را بچّهى ما ميشناسد. ده بيست فيلم درست كردهاند،
اين فيلم را آنجا ديده، بعدكه ميبيند همان عروسكى كه در فيلم
داشت كار ميكرد، در مغازه هست، به پدر
و مادرش ميگويد اين را براى من بخريد؛ عروسك را میشناسد؛
اين پيوست فرهنگى است. شما بايستى اين عروسك را كه ساختيد،
در كنار ساخت عروسك، ده بيست فيلم كودك درست ميكرديد
براى اينكه اين عروسك معرّفى بشود پيش بچّهها؛ بعد كه معرّفى شد،
آنوقت خودشان ميخرند، ولى وقتى معرّفى نشد،
بازار ندارد و ورشكست ميشود؛ و ورشكست شد.
يعنى يك چنين دقّتهايى را بايست كرد. بههرحال اين تهاجم فرهنگى
به اين شكل يك واقعيّتى است.
من خيلى نگران زبان فارسىام؛ خيلى نگرانم.
من ميبينم كار درستى در اين زمينه انجام نميگيرد و تهاجم به زبان زياد است.
همينطور دارند اصطلاحات خارجى بهكار ميبرند.
ننگش ميكند كسى كه فلان تعبير فرنگى را به كار نبرد و
به جايش يك تعبير فارسى يا عربى به كار ببرد؛ ننگشان ميكند.
اين خيلى چيز بدى است؛
اين جزو اجزاء فرهنگ عمومى است كهبايد با اين مبارزه كرد.
دوستان! زبان فارسى يك روزى از قسطنطنيّهى آن روز،
از استانبولِ آن روز، زبان علمى بوده تا شبه قارّهى هند؛
اينكه عرض ميكنم از روى اطّلاع است.
درآستانه- مركز حكومت عثمانى - زبان رسمى در يك
برههى طولانىاى از زمان، زبان فارسى بوده.
در شبه قارّهى هند برجستهترين شخصيّتها با زبان فارسى حرف ميزدند
و انگليسها اوّلى كه آمدند شبه قارّهى هند، يكى از كارهايى كه كردند
اين بود كه زبان فارسى را متوقّف كنند؛ جلو زبان فارسى را با انواع
حيَل و مكرهايى كه مخصوص انگليسها است گرفتند.
البتّه هنوز هم زبان فارسى آنجا رواج دارد و عاشق دارد...
اسم فارسى را با خطّ لاتين مينويسند! خب چرا؟
چه كسى ميخواهد از اين استفاده كند؟
آن كسى كه زبانش فارسى است
يا آن كسى كه زبانش خارجى است؟
اسم فارسى با حروف لاتين!
ما در برخورد با مسائل تهاجمى، پديده را در اوّل ورود،
حتّى قبل از ورود بايدبشناسيم.
فرض كنيد يك چيزى، يك فكرى، يك روشى در دنيا دارد رايج ميشود؛
پيدا است كه اين اينجا خواهد آمد-خب دنيا دنياى ارتباطات است،
دنياى اتّصال و ارتباط است، نميشود حصار كشيد -
قبل از آنكه بيايد، به فكر باشيد
كه برخورد حكيمانه با اين چيست. معناى اين هميشه اين نيست
كه ما آن را رد كنيم؛ نه،گاهى يك پديدهاى است كه ما آن را ميتوانيم
قبول كنيم، گاهى پديدهاى است كه ميتوانيم اصلاح كنيم،
گاهى پديدهاى است كه ميتوانيم يك ذيلى برايش تعريف كنيم كه آن ذيل،
مشكل آن را برطرف كند.
دير جنبيدن،
دير فهميدن،
دير به فكر علاج افتادن،
اين اشكالات را دارد كه بعد شما دچار مشكلاتى
ميشويد كه نميتوانيد با آنها مواجه بشويد.
پس من نميگويم كه فقط موضع دفاعى داشتهباشيم-
البتّه وقتى تهاجم هست، انسان بايد دفاع كند؛ شكّى نيست -
توصيهى من فقط موضع دفاعى نيست؛
امّا موضع اثباتى، موضع تهاجمى، موضع حركت صحيح بايد داشته باشيم.
بههرحال در مقابل فرهنگ مهاجم، بدترين كار، انفعال است؛
زشتترين كار، انفعال است؛ خسارتبارترين كار، انفعال است.
فرهنگ مهاجمنبايدمارا منفعل بكند؛
حدّاكثر اين است كه بگوييم خيلى خب، ما در مقابل اين
نميتوانيم يك حركتى انجام بدهيم، امّا منفعل هم نميشويم.
منفعل شدن و پذيرفتن تهاجمدشمن،
خطايى است كه بايستى از آن پرهيز كرد.
ما چند سال قبل از اين بحث تهاجم فرهنگى را مطرح كرديم؛
بعضىها اصل تهاجم را منكر شدند؛ گفتند چه تهاجمى؟
بعد يواش يواش ديدند كه نه فقط ما ميگوييم، خيلى از كشورهاى
غيرغربى هم مسئلهى تهاجم فرهنگى را مطرح ميكنند و ميگويند
غربىها به ما تهاجم فرهنگى كردند؛ بعد ديدند كه خود
اروپايىها هم ميگويند آمريكا به ما تهاجم فرهنگى كرده! لابد ديدهايد،
خواندهايد كه گفتند: فيلمهاى آمريكايى، كتابهاى آمريكايى چه
تهاجم فرهنگىاى به ما كردهاند و دارند فرهنگ ما را تحت تأثير قرار ميدهند.
بعد بالاخره به بركت قبول ديگران، اينحرف ما هم مورد قبول
خيلى از كسانى كه قبول نميكردند قرار گرفت!
تهاجم فرهنگى يك واقعيّتى است.
صدها - حالا من كه ميگويم صدها، ميشود گفتهزارها؛
منتها حالا بنده چون يكخرده در زمينههاى آمارى
دلم ميخواهد احتياط كنم،ميگويم صدها -
رسانهى صوتى، تصويرى، اينترنتى، مكتوب در دنيا دارند كار ميكنند با
هدف ايران! با هدف ايران! نه اينكه دارند كار خودشان را ميكنند.
يكوقت هست كه فرض كنيد راديوى فلان كشور يا تلويزيون فلان كشور
يك كارى دارد براى خودش ميكند؛ اين نيست، اصلاً هدف اينجا است؛
با زبان فارسى برنامه ميسازند؛ آن را با وقت استفادهى فارسى
زبان يا عنصر ايرانى تطبيق ميكنند؛ مسائل ما را رصد ميكنند
و بر طبق آن مسائل، موضوعات و محتوا براى رسانهى خودشان
تهيّه ميكنند؛ يعنىكاملاً واضح است كه هدف اينجا است.
خودشان هم ميگويند، انكار هم نميكنند.
همین مسئلهى انرژى هستهاى را که باید پشتوانهى مستحکم
اعتماد به نفس ما ملت ایران میشد، خواستند وسیلهاى بکنند
براى اینکه اعتماد به نفس را از ما بگیرند.
هى فشار آوردند که باید این را تعطیل کنید، باید آن را تعطیل کنید،
رسیدند به کارخانهى یو.سى.اف اصفهان،
گفتند: این را هم باید تعطیل کنید. آن مقدمات اوّلى است.
بنده آن وقت به مسئولین گفتم که اگر این حرف را گوش کردید،
فردا خواهند گفت باید معادن اورانیوم را هم که توى این کشور هست،
کلاً یکجا جمع کنید بدهید به ما،
تا خاطرجمع شویم که شما نمیخواهید بمب اتم بسازید!
این فرایند عقبنشینى البته براى ما یک فایدهاى داشت - بىفایده نبود
این عقبنشینىها - فایدهاش این بود که هم خودمان وعدهها و حرفهاى رقباى
اروپائى و غربى را تجربه کردیم، هم افکار عمومى دنیا تجربه کرد.
امروز هر کس به ما میگوید آقا تعلیق موقت بکنید،
ما میگوئیم تعلیق موقت را که یک بار کردیم؛ دو سال!
دو سال تعلیق موقت کردیم. فایدهاش چه شد؟
اول گفتند موقت تعلیق کنید، گفتند تعلیق داوطلبانه بکنید؛
ما هم به خیال موقت و به خیال داوطلبانه، تعلیق کردیم.
بعد هر وقت اسم از برداشتن تعلیق آمد،
یک قرشمال بازىاى در سطح دنیا درست کردند -
در سطح مطبوعات و رسانهها و محافل سیاسى -
واى، داد، داد، ایران میخواهد تعلیق را بشکند!
تعلیق شد یک امر مقدس که ایران اصلاً حق ندارد نزدیکش برود!
ما این را تجربه کردهایم؛ دیگر، تجربهى جدیدى نیست.
آخرش هم گفتند: این تعلیق موقت کافى نیست؛
اصلاً باید بکلى بساط اتمى را جمع کنید.
همین اروپائىها که میگفتند شش ماه تعلیق کنید، وقتى این کار را کردیم،
گفتند بایستى جمع کنید!
این فرایند عقبنشینى، این فایده را براى ما داشت؛
هم براى خود ما تجربه شد، هم براى افکار عمومى دنیا تجربه شد.
لیکن عقبنشینى بود دیگر؛ عقبنشینى کردند.
جوانب قضيّه را بسنجيد، ببينيد چه چيزهايى است كه موجب ميشود
جامعهى ما دچار ميل به كمفرزندى بشود. اين ميل به كم بودن فرزند،
يك عارضه است؛ والّا انسان بهطور طبيعى فرزند را دوست ميدارد.
چرا ترجيح ميدهند افرادى كه فقط يك فرزند داشته باشند؟
چرا ترجيح ميدهند فقط دو فرزند داشته باشند؟
چرا زن بهشكلى، مرد بهشكلى پرهيز ميكنند از فرزنددارى؟
اينها را بايستى نگاه كرد و ديد عواملش چيست؛ اين عوامل را پيدا كنيد،
براى علاج اين عوامل بيمارىزا - كه به اعتقاد بنده
اينها عوامل بيمارىزا است -
متخصّصين و صاحبان انديشه را بخواهيد فكر كنند.
فرض كنيد مثلاً بالا رفتن سنّ ازدواج؛ خب بلاشك يكى از چيزهايى كه بارورى را
محدود ميكند، بالا رفتن سنّ ازدواج است؛ خب، اين يكى از كارهايى است
كه بايد در كشور فكر بشود. چرا سنّ ازدواج در كشور ما بالا رفته؟
مگر جوان هفده ساله، هجده ساله، نوزده ساله،
احتياج ندارد به اطفاء نياز جنسى و غريزهى جنسى؟
ما بايد به اين فكر كنيم. خب، از آنطرف ميگويند كه اينها خانه ندارند،
شغل ندارند، درآمد ندارند؛ ببينيم چگونه ميشود كارى كرد كه
همهى اينها با هم جمع بشود.
ما نبايد تصوّر بكنيم كه حتماً بايستى يك نفرى
يك خانهى مِلكى داشته باشد،
يك شغل درآمددارى داشته باشد، بعد ازدواج بكند؛ نه،
اِنَ يَكونوا فُقَرآءَ يُغنِهِمُ اللهُ مِن فَضلِه؛
اين قرآن است [كه] با ما دارد اينجور حرف ميزند.
فرهنگسازى در اين مسئله مثل خيلى از مسائل دیگر اجتماعى،
حرف اوّل را ميزند؛ بايد فرهنگسازى بشود كه
متأسّفانه امروز اين فرهنگسازى نيست، تعطيل است؛
با اينكه حالا گفتهشده،ما هم گفتهايم،ديگران هم گفتهاند،در مجلس هم مطرح
شده، بعضىها هم كم و بيش اينجا و آنجا بحث ميكنند،
لكن كار فرهنگى به معناى صحيح انجام نگرفته.
اكتفا نكنيد به اينكه يك ميزگردى تشكيل بشود و سخنرانىاى گذاشته بشود و
بعد مثلاً تعدادى مقاله چاپ بشود؛ اينها كارهاى لازمى است، امّا ناكافى است؛
بايستى از امكاناتى كه در كشور وجود دارد استفاده كنيد، فكر را در كشور
بگسترانيد؛ آنوقت فكرى هم كه گسترش پيدا ميكند،
بايد فكر عميق و اساسى و منطقى و قانعكننده براى هر كسى باشد...
آنچه بنده توصيه ميكنم اين است كه توانايىهاى مجموعهى بسيج را بايد بالا برد؛
الزاماتى وجود دارد:
الزامات اخلاقى،الزامات رفتارى، الزامات عملى.
الزامات اخلاقى، يعنى ما در درون خودمان اخلاقیات نیکوی اسلامی را پرورش بدهيم؛
از جملهى اين اخلاقيّات صبر است،از جملهى اين اخلاقيّات گذشت است،
از جملهى اين اخلاقيّات حلم و ظرفيّت داشتن و
جنبه داشتن است،
از جملهى اين اخلاقيّات تواضع است؛ اين خصوصيّات را در درون خودمان تقويت كنيم.
الزامات رفتارى هم اين است كه همين خلقيّات نيكو را در عمل با مردم،
در عمل با محيط، در تعامل با جامعه و انسانها به كار ببريم.
شما به توفيق الهى خواهيد توانست الگو و نمونهى كاملِ تمدن نوین اسلامی
را در اين آب و خاك تشكيل بدهيد؛ براى اينكه بتوانيد اين وظائف بزرگ را
انجام بدهيد، بايستى دين را، تقوا را، عفّت را، پاكيزگىِ روحى را
در ميان خودتان هرچه بيشتر ترويج كنيد و تقويت كنيد.
جوانِ امروز احتياج دارد به دين، به تقوا، به علم، به نشاطِ كار، به امانت،
به عفّت، به [انجام] خدمات اجتماعى و به ورزش
اگر صحنه را نشناسيم، اگر دوست را نشناسيم، دشمن را نشناسيم،
اگر امروز نظام سلطه را نشناسيم، استكبار را نشناسيم،
چطور ميتوانيم با حكمت و درايت حركت كنيم؟
چطور ميتوانيم درست برنامهريزى كنيم؟ لذا بايد بشناسيم.
آنچه من در مورد استكبار عرض ميكنم، چند نمونه يا چند شاخص
از رفتارهاى نظام استكبارىِ امروزِ دنيا است
يكى از ويژگىهاى نظام استكبارى، خودبرتربينى است.
مجموعههاى استكبارى - آن كسانى كه يا در رأس يك كشور يا در رأس يك نظام
بينالمللى [يا] مجموعهاى از كشورها كارها را به دست گرفتهاند -
وقتى مجموعهى خودشان را از بقيّهى انسانها،
از بقيّهى مجموعهها برتر دانستند،
وقتى خودشان را محور دانستند، همه چيز را فرع بر خودشان دانستند،
يك معادلهى غلط و خطرناكى در تعاملات جهانى بهوجود مىآيد.
اگر چيزى كه او ارزش ميداند، ديگران قبول نداشتند،
اين به خودش حق ميدهد در كار آنها دخالت كند، به آنها تحميل كند،
به آنها زور بگويد، فشار بياورد
اين خودبرتربينى موجب ميشود كه ادّعاى توليت امور ملّتها را داشته باشند،
ادّعاى مديريّت جهانى را داشته باشند، خودشان را رئيس مجموعهى عالم بدانند.
ميگويند: ما نميتوانيم بگذاريم اين كار انجام بگيرد،
ما نميتوانيم بگذاريم اين شخص باشد يا نباشد!
شاخص ديگرى براى استكبار به دست مىآيد و آن حقناپذيرى است؛
نه حرف حق را ميپذيرند، نه حقّ ملّتها را ميپذيرند؛ حقناپذيرِ مطلق.
با انواع شيوهها حرف حق را رد ميكنند، زير بار حق نميروند. حرف حقّى وجود دارد؛
اگر چنانچه انسانى اهل حق باشد، اهل استدلال باشد، اهل منطق باشد،
بايد وقتى در مقابل استدلال قرار گرفت، تسليم بشود، امّا استكبار تسليم نميشود؛
حرف حق را ميشنود، زير بار حق نميرود؛ اين يكى از خصوصيّات او است.
يكى از شاخصهاى ديگر استعمار و استكبار اين است كه جنايت را نسبت به
ملّتها و نسبت به آحاد بشر مجاز ميشمرند و اهمّيّت نميدهند.
هر انسانى كه با آنها همراه نباشد، تسليم آنها نباشد، تابع آنها نباشد
- هيچ ارزشى قائل نيستند؛
یكى از خصوصيّات استكبار كه باز يكى [ديگر] از شاخصها است،
فريبگرى و رفتار منافقانه است؛ اين را توجّه كنيد.
همهى اينها را در تبليغات خودشان سعى ميكنند توجيه كنند و
جنايت را در لباس خدمت نشان بدهند!
اين نظام استكبار كه قصد سلطهى بر ملّتها را دارد،
البتّه شاخصهاى استكبار بيش از اينها است:جنگافروزى ميكنند،
اختلافافكنى ميكنند، با حكومتهاى مستقل درمىافتند،
با ملّت خودشان حتّى آنوقتى كه منافع گروههاى خاص اقتضا ميكند درمىافتند،
نظام اسلامى با استكبار با اين خصوصيّات طرف است؛
نظام اسلامى با ملّتها طرف نيست، با مردم طرف نيست، با انسانها طرف نيست،
نظام اسلامى با استكبار طرف است.
از زمان ابراهيم خليل و نوح پيغمبر و پيغمبران بزرگ و پيغمبر اسلام تا امروز هم
همين بوده: جبههى حق در مقابل استكبار قرار داشته است.
باور کردنی نیست اما!!!
در همین حوالی هم پیدا میشوند کسانی که مستکبرند!
با این ویژگی ها مو نمیزنند.
خدایا عاقلشان بفرما...
"زخم نوشته ی افسر مولا"
حجت الاسلام نصوری در خصوص زمینه سازی برای ظهور حضرت، تصریح کرد:
هواپیما که می خواهد فرود بیاید باید برایش باند فرود فراهم کرد تا فرودش بدون خطر و حادثه باشد.
پس چطور ممکن است که برای ظهور حضرت زمینه سازی لازم نباشد.
وی با اشاره به ایجاد دغدغه در حوزه مهدویت ازسوی رسانه با ذکر مثالی اظهارداشت:
اگر در تهران آب قطع شود، ستاد بحران آب تشکیل می دهیم.
آیا فکر کردید که چرا تا به حال ستاد بحران عدم ظهور امام زمان(ع) تشکیل نشده است؛
12 قرن امام غایب است، چرا غایب است؟ حداقل بررسی کنیم که چرا امام غایب است؟
دیروز تعلیق برای اعتمادسازی...

امروز هم اعتمادسازی داوطبانه...

رهبری وقتی یک صحبتی میکند، اگر قرار باشد این صحبت برخلاف
صحبتهای قبلی و بیست سال انقلاب و راه امام باشد، توضیح میدهند.
در این صورت رهبری میگویند آقا بنده سی سال اینطوری بودم، عذرخواهی میکنم،
اشتباه کردیم، پشیمان شدیم، الان نرمش قهرمانانه میکنیم.
[وقتی رهبری اینگونه مواردی را بیان نکردند]
لذا این صحبت حتما به پشتوانه صحبتهای قبلی و
صحبت امام و راه امام و مسائل اصلی انقلاب بوده است.
نرمش قهرمانانه یعنی اینکه ما به یک جایگاهی رسیدهایم که در این جایگاه،
اذیت و آزاری از این غول متوجه ما نیست. ما میتوانیم از او امتیاز بگیریم.
چند بار در نرمش دولت آمریکا طی این چند مدت، این عبارت آمده بود
که ما همان موقع هم خندهمان میگرفت. آقا هم دو سه بار گفتند.
آمریکا میگفت ما دنبال براندازی در ایران نیستیم! آقا فرمودند: بیائید باشید!
شما نمیتوانید دنبالش باشید. اولا کــه هستید.
ثانیا اصلا باشید، نباشید برای ما فرقی نمیکند چون نمیتوانید براندازی کنید!
یادشان رفت چهار سال پیش چه کار کردند.
اتفاقا نرمش قهرمانانه یعنی تو دیگر اصلا نمیتوانی دنبال براندازی باشی
لذا من وقتی دارم نرمش میکنم یعنی دارم نسبت به تو لطف میکنم،
نه اینکه دارم کوتاه میآیم که تو به من لطف کنی.
نرمش قهرمانانه یعنی یک قهرمان در مقابل یک رقیبی، دارد به او امتیاز میدهد.
غیر از این بود میگفت نرمش منفعلانه یا مثلا میگفت کوتاه آمدن قهرمانانه.
نرمش یعنی چی؟ یعنی ما داریم نرمخویی میکنیم.
اگر بخواهم عبارت را ریزش کنم یعنی اینکه ما داریم کوتاه میآئیم برای چه؟
برای اینکه احساس میکنیم تو حالا کمی میخواهی کوتاه بیایی.
لذا اجازه میدهیم تا او بیاید تا ببینیم این بار راست میگوید یا نه.
نه اینکه حالا که ما کمی کوتاه امدیم، دوباره به ما بگوید بیائید صداقت خودتان را ثابت کنید.
اتفاقا این بار آنها باید صداقتشان را ثابت کنند.
بر این اساس من اصلا هیچ تناقضی بین نرمش قهرمانانه و
کل سخنان سی ساله امام و رهبری نمیبینیم.
حجت الاسلام انجوی نژاد